ادب صنعتی

خرید بک لینک
در نسبت دین و اجتماع بنا به ترجمه تفسیری و آزادی که علی ملکی از آیات 109 تا 111 سوره انبیاء ( قرآن ، ترجمه علی ملکی، ص331) کرده ، خدا در کمین سرپیچی کنندگان از فرمان الهی است و در این باره به پیامبر می گوید : ای پیامبر! اگر سرپیچی کردند بگو: "برای همه شما به طور مساوی زنگ خطر را به صدا درآوردم و راستش ، نمی دانم عذابی که به شما وعده داده شده نزدیک است یا دور . البته خدا از حرف های آشکار و نقشه های پنهان تان با خبر است . نمی دانم ! شاید تأخیر عذاب برای امتحان شماست و برای غافل شدن تان در خوش گذرانی ، تا یکدفعه عذاب غافلگیرتان کند" . پیام آمیخته به انذار الهی در حالی است که از احادیث منسوب به معصوم(ع) نیز چنین دریافت می شودکه حتی "مخلصون"در خطر عظیم اند : والمخلصون علی خطر عظیم . بندگان برگزیده و خالص بر گذرگاه خطرناکی هستند . این جمله ذیل بیتِزانکه مخلص در خطر باشد مدام تا زخود خالص نگردد او تماماز مثنوی به استناد "شرح خواجه ایوب" حدیث نبوی و در اتحاف الساده المتقین (ج9، ص243) منسوب به سهل بن عبدالله تستری ذکر شده است . و در کشف الاسرار با عبارت "بزرگان سلف گفتند" آمده است . تمام حدیث یا عبارت چنین است : الناس کلهم موتی الا العالمون ، و العالمون کلهم هلکی الا العاملون ، و العاملون کلهم غرقی الا المخلصون ، و المخلصون علی خطر عظیم (میبدی ، گزیده تفسیرکشف الاسرار ، 1364، ص165و189) . و البته این نقطه تأمل بزرگی است که گویا : هر که در این بزم مقرب تر است / جام بلا بیشترش می دهند ؛ و به قول دیگری : آنچه نصیب است نه کم می دهند / گر نستانی به ستم می دهند ؛ و قس علی هذا ؛ چنان که حتی در برابر محمد (ع) سرآمد مقربان ، بلانوشی و مصیبت کشی پیش نهاده اند : آن مهتر عالم زان پس که قدم در ادب صنعتی...

ما را در سایت ادب صنعتی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 35 تاريخ: چهارشنبه 24 مرداد 1403 ساعت: 17:06

انفعال ، درد تاریخیِ کارگزاران ایرانمحمد حسن صنعتیدرد فراگیر جامعه ما و جوان ما که حالا دیگر مزمن و تاریخی هم شده ، انفعال است و خود کم بینی . حاصلش هم غربی اندیشی و در عین حال شعار ضد غربی دادن است . در راهیپمایی های ابتدای انقلاب اسلامی می دیدیم کسانی را که اورکت امریکایی پوشیده بودند و شعار "مرگ بر امریکا" سرمی دادند. حاصلش امروز این است که جوان در برابر جامعه بی رحم و بی عاطفه و دلسردکننده و مأیوس کننده ، بی بزرگترهایی امیددهنده به خود واگذار شده است . " انسان شرقی ، خود را ابژه ای یا شیئی ناچیز و بی دست و پا و نادان و ناتوان می یابد ؛ آن هم در برابر سوژه ای همه دان و همه توان که تا نهفته ترین لایه های درون و باطن او ، به درون تمامی تاریخ و سنت و دانش و هنجار و رفتار او ، در تمام نظام سیاسی و اقتصادی او رخنه می کند و با شناختی که از آن دارد ، در آن هر گونه که بخواهد تصرف می کند. در چنین رابطه ای ، وجدان شرقی ، خود را شرقی می یابد و خود را محکوم سرنوشتی شوم می بیند : انسانی ناخرسند ، ابژه ای با احساسِ درماندگی مطلق در برابر سوژه ای با احساس برتری مطلق" (آشوری ، ما و مدرنیت ، 1377، ص249و250) . پرورده چنین مناسبات نامناسبی ، حتی شاهی که پرورش می یابد و به قدرت می رسد ، انسان ضعیفی است که میدان را به ضعفای به مراتب ضعیف تر از خود واگذار می کند و ایران به میدان بازی قدرت تبدیل می شود : اشرف پسرعموی محمود ، در محاصره اصفهان (1137ق./1725م.) ملایم تر برخورد می کرد . پیغام داد که حاضرم به سلطان حسین ملحق شوم . که پیام بموقع نرسید . پیغام پیش محمود لو رفت. راز تماس ها در پرده نماند و وقتی به گوش محمود رسید ، با استفاده از فرصت محاصره اصفهان او را به بهانه مأموریتی دور کرد. اما به ادب صنعتی...

ما را در سایت ادب صنعتی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: چهارشنبه 24 مرداد 1403 ساعت: 17:06

حسن ارفع در اسناد ساواکمحمدحسن صنعتیامیرالمؤمنین(علیهالسلام) فرمودند: از آثار گذشتگان عبرتهایی برایتان به یادگار و باقی گذاشته شده است از برای این که شما از آنها عبرت بگیرید. غررالحکم، جلد 3، صفحه 448، به نقل از آثارالصادقین، آیتالله احسانبخش. تمام گرفتاریهایی که ما در این طول تاریخ داشتیم، بهرهبرداری از جهالت مردم بوده است. جهالت مردم را آلت دست قرار دادند و بر خلاف مصالح خودشان تجهیز کردند. امام خمینی(قدس سره)، صحیفه امام، ج 13، ص 452. مقالات با درج سند حسن ارفع در اسناد ساواک محمدحسن صنعتی تاریخ انتشار: 22 مرداد 1403 حسن ارفع در لباس نظامی حسن ارفع فرزند پرنس رضاخان، ارفعالدوله، همان رضا دانش ارفع در ۱۹ اردیبهشت سال ۱۲۷۴ش در شهر تفلیس به دنیا آمد[1] پدر وی میرزا رضاخان از چهرههای مرموز و عجیب دوران قاجار بود؛ پسر حاج شیخ حسن صراف ایروانی که کاسبی جزء بوده است. بنا به خاطرات حسن ارفع، میرزا ابراهیم پدر حاج شیخ حسن وزیر خان ایروان بود و جد وی شیخ حسن به دلیل تسلط روسها بر این خطه به تبریز مهاجرت کرد. رضا به خدمت دولتی راغب بود. به تهران رفت و میرزا محمودخان علاءالملک، زمانی که به سمت کارپرداز اول یا سرکنسول ایران در تفلیس معین شد، همشهری خود رضا را به عنوان نوکر و پیشخدمت به تفلیس برد. او در حین خدمت زبان روسی را آموخت و از نوکری شخصی به مترجمی و سپس نیابت کنسول کنسولیاری ایران در تفلیس رسید. در همین زمان بود که رضا با ملکمخان ناظم الدوله آشنایی یافت و توسط او «دانش» نامیده شد و پس از چندی «دانش» را تخلص شعری و «ارفع» را نام خانوادگی خود قرار داد.[2] از آن پس، پدر حسن ارفع غالباً مقام سفارت داشت[3] به واسطه همین آشنایی، «چهار ساله بود که پدرش با تقدیم پیشکشی قابل ادب صنعتی...

ما را در سایت ادب صنعتی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 27 تاريخ: چهارشنبه 24 مرداد 1403 ساعت: 17:06

از خلال کتاب کوچک فلسفهمحمد حسن صنعتیگریگوری برگمن کتاب خوبی دارد به نام کتاب کوچک فلسفه . کیوان قبادیان آن را به خوبی ترجمه کرده است . امیدوارم خوانندگان این یادداشت فرصت و امکان پیدا کنند و این کتاب را که نشر اختران چاپ اول آن را سال 1384روانه بازار نشر کرده است بخوانند . با این حال دریغم می آید تا دسترسی خوانندگان به اصل کتاب ، بخشی از سخنان حکیمانه فلاسفه معرفی شده در این کتاب 168 صفحه ای را بازنشر نکنم . بنا به مندرجات کتاب ، تالس و سقراطیان (469-640پیش از میلاد) برای تشریح ماهیت عالم تلاش کردند. برای ادعاها و اظهارات خود برهان ارائه می کردند . و مسائل بنیادی فلسفه را مطرح کردند. و اینکه : به گفته امپدوکلس ، خدا دایره ای است به مرکز همه جا و محیط هیچ جا . یا دموکریت می گوید : چه بسیار کسان که خیلی می دانند ، اما از خرد بی بهره اند . یا اینکه : دشمنم آن کس نیست که بر من ستم روا می دارد . بلکه کسی است که قصدش ستم کردن به من است . و : آدمی از بخت و اقبال بت ساخته است تا بی قیدی و بی توجهی خود را توجیه کند. دوست تر دارم حقیقتی علمی را کشف کنم تا اینکه شاهنشاه ایران زمین باشم. به گفته هراکلیت ، بیماری تندرستی را خوشایند و لذتبخش می کند ، گرسنگی سیری را ، و خستگی آسودن را. سقراط (469-400 قبل از میلاد) اسنان را موضوع فلسفه قرار داد. تاکید ورزید که معرفت هدف حیاتی انسانی است . بالاترین بها را بابت باورهای خود پرداخت. او می گوید : به فکر آنها نباش که به تو وفادارند و تمام سخنان و اعمالت را می ستایند . به انها بیندیش که با مهر عیب هایت را سرزنش می کنند. زیبایی استبدادی است با عمر کوتاه .من آتنی یا یونانی نیستم. من شهروند جهانم. افلاطون (427-347قبل از میلاد) معتقد بود : عقل وروح جا ادب صنعتی...

ما را در سایت ادب صنعتی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: پنجشنبه 11 مرداد 1403 ساعت: 0:50

صفحه بندی